![]() |
![]() |
|
| ( لحظه ای با محبوب ) |
|
خواستم به شیوه عاشقان در چشمانت خیره شوم و خویش به سیلاب اشک بسپارم ناگهان دیدم در چشمان کودکی شیرین خیره گشته ام احساس کردم مرا و اشتیاقم را می بینی بی اختیار قطرات از گونه ام می غلتید خواستم به رسم عاشقان تو را ببویم ناگهان خود را میان علفزار وحشی یافتم آنجا که عطر کوهستان مد هوشم ساخته بود و صدایت . . . گوشنواز و دلربا در میان نسیم کوهستان به گوش جانم رسید وقتی دستی بر خنکای نهر جاری کشیدم دریافتم . . . اگر به برکتت عاشق گشته ام این تو هستی که همیشه عاشم بوده ای کلامم هرچند کوچک و صدایم هر چند نازک اما میدانم در گوش تو پنهان نمی ماند - صدای آشنا - |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت 14 توسط صدای آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیایی سکوت برای گفتن دارم و دنیایی فریاد برای سکوت عمری برای بودن در این لحظه و لحظه ای بوسعت چندین عمر چشمی برای دیدن و دلی برای تابیدن - صدای آشنا - |
|
RSS
|