![]() |
![]() |
|
| ( لحظه ای با محبوب ) |
|
با تشکر از تمامی دوستان این وبلاگ بروز نخواهد شد
همیشه شاد باشید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/12/21ساعت 23 توسط صدای آشنا |
|
|
قطره از چشمه جدا گشت به جستجو گری! عکس خورشید در خود دید که گرمش میکرد، اما به اندازه یک قطره کوچک از خورشید سهم می برد. او نور بیشتری می خواست. خورشید اگر خود را بیشتر بر او منعکس می کرد او خشک می شد. با خویش گفت: چرا خورشید که سرچشمه وجود اوست باید با او اینگونه رفتار کند و فقط قسمت کوچکی به اندازه قطره ای از خود را به او ببخشد و نه بیشتر! در راه آب را دید. به او پیوست بر خورشید نظری کرد دید خورشید قسمت بیشتری از خود را بر او منعکس کرده. رفت و رفت به آبهای بسیاری ملحق شد. رود شد و خورشید بر او افتاد. دریا شد و خورشید بر او آمد. نقل از: http://ekist64.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/15ساعت 22 توسط صدای آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیایی سکوت برای گفتن دارم و دنیایی فریاد برای سکوت عمری برای بودن در این لحظه و لحظه ای بوسعت چندین عمر چشمی برای دیدن و دلی برای تابیدن - صدای آشنا - |
|
RSS
|