![]() |
![]() |
|
| ( لحظه ای با محبوب ) |
|
در حيرت می نگرم، عجز کلمات را، به هنگام وصفت تو را بوئیده ام، آن هنگام که نگاهی در ستاره ای گم میگشت تو را شنیده ام، در قهقهه های کودکی که می خندید مستت گشته ام، در سپیده ای که جز مهرت توان دیدنم نبود، آن هنگام که بوسه های نسیم چنگ بر گونه هایم میزد تو را خوانده ام، در خطوط سفید نانوشته درون دفترم محبوبم، مرا میهمان سکوت معبد درونم کن، هنگامی که آوایت بر زبانم جاریست - صداي آشنا - |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/10/24ساعت 22 توسط صدای آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیایی سکوت برای گفتن دارم و دنیایی فریاد برای سکوت عمری برای بودن در این لحظه و لحظه ای بوسعت چندین عمر چشمی برای دیدن و دلی برای تابیدن - صدای آشنا - |
|
RSS
|